تبليغاتX
mAhyAR 【ツ】 C

آینه های دل تو ،یکی یکی شکسته شد ** پنجره های قلب تو، به روی نور بسته شد

باور تلخ مرگ من، توی سیاهی های شب ** از اون همه خاطره ها، مرثیه ای مونده رو لب

دلت می خواد تا بدونی، اون که دوسش داشتی کجاست؟ ** اون بالا تو آسمونا، بهشت زیبای خداست

یه لحظه چشماتو ببند، ببین هنوز دوست دارم ** شبا که خوابت نمیره، منم به یادت بیدارم

گریه نکن برای من، رسم زمونه همینه ** من هنوزم پیشتم، نگاه تو نمی بینه

غصه نخور عزیز من، پنجره ها رو وا بکن ** بازم مث گذشته ها، به آسمون نگا بکن

فقط به خاطرت بیار، که زندگی یه فرصته ** برای اون مسافری که تشنه ی محبته...

+ نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1385ساعت 13:11 توسط مهيار |

سلام دوستان خوبم. خوبید؟خوشید؟ من تا یه مدتی نیستم چون میرم تو این بلاگ:

ایران علم

اگه چیزی از علم می فهمید بیاین کمک!!!!!

بای بای

+ نوشته شده در دوشنبه 28 فروردین1385ساعت 11:40 توسط مهيار |

آسمون بغضشو خالی می کنه *** آدمو حالی به حالی می کنه

{بدون شرح}

جدیدترین و زشت ترین عکس من (تظرتون چیه؟)

+ نوشته شده در شنبه 26 فروردین1385ساعت 22:40 توسط مهيار |

سلام. خوب هستید؟ ایندفعه دیگه قول دادم هر دقیقه قالب عوض نکنم. برای همین هم یه قالب خیلی ساده و بس آلایش گیر اوردم و گذاشتم اینجا

من صبح تا حالا فکر می کردم که خیلی تنهام. ولی الآن دیگه تقریبا داشتم مطمئن می شدم که یهو پشیمون شدم!!! یعنی الآن دیگه تنها نیستم. چون همین امشب الینا(خودش می فهمه) رو دیدم و قرار شد بشینه و به حرفهای من گوش بده

من صبح تا حالا فکر می کردم دوست دختر نداشتن یه ضعفه که من دارم ولی الآن فهمیدم قدرتیه که هر کسی نداره.

من صبح تا حالا تو مدرسه بهم فشار روانی وارد میشد که ذیگه داشتم ایمان پیدا می کردم که همه ی حرفهی همه راسته ولی الآن فهمیدم که همش یه مشت سرکاری و به قولی حسودی بوده.

من صبح تا حالا ناراحت بودم ولی الآن از شادی و امید در پوست خودم هم نمی گنجم.

من صبح تا حالا هیچی نبودم اما الآن هیچی مثل من نیست.

من صبح تا حالا تو صبحم بودم ولی الآن عاشق فردام

من هنوز کسی رو پیدا نکردم که درکم کنه. حتی شاید الینا هم نتونه زبون من رو بفهمه. چون اون مثل من نیست و منم مثل اون نیستم. ولی به هر حال جفتمون و البته همه شما که تعدادتون تو سال به ۲۰۰ تا هم نمیرسه و میاین بلاگ منو می خونین، تو یه چیز مشترکیم.اونم انسانیته

بدون شرح :   انسان


من صبح تا حالا این رو هم میدونستم که هیچ کسی نیست که بشینه و همه حرفای من رو اینجا گوش بده. حتی الینا و علیرضا. ولی باید امیدوار بود. چون امین جون بهم گفته که باید به فردات فکر کنی. اینم بگم که به زودی امین آقا و دوستاش یه بلاگ روانشناسی توپ را میندازن که البته بهتون خبر میدم.


من صبح تا حالا گیر یه بلاگ دیگه هم بودم به اسم ایران علم که راه افتاده.ضرر نمی کنین اگه یه نیگا بهش بندازین.


حرف اول و آخر:

خداوند بیامرزد مهیار قدیم را که امشب شب چهلم وی بود.

از امروز مهیاری در این مکان نیست

گشتم، نبود،   نگرد، نیست

امیدوارم منظورم رو از این حرف. ولی فقط امیدوارم . فقط....

* Some text missing *

+ نوشته شده در جمعه 25 فروردین1385ساعت 1:31 توسط مهيار |

سلام.

من امروز اومدم که فقط

بگم که همتون برام دعا کنید

تا یه مدت دیگه هم نمیام اینجا

شاید دیگه اصلا نیام

فقط دعا یادتون نره

دعا کنید همه ی دوستان گلم و

و .....

و خداحافظ

+ نوشته شده در چهارشنبه 16 فروردین1385ساعت 14:34 توسط مهيار |

سلام.خوبید که.این لوگو رو می خوام بذارم واسه بلاگ خواستم نظر شما رو هم بدونم:

new logo

در ضمن، اگه نیومد اینجا رو کلیک کنین تا سایز اصلیش هم باشه!!!

مطمئن باشین ضرر نمی کنید چون خیلی عکس خوشگلیه.آخه خودم شخصا گرفتمش!!!با دوربین خودم!!!

ضمنا اینم عکس زمان جوونیای من که خیلیا از جمله خودم خیلی ازش خوشمون  میاد:

اینم لینکش با سایز اصلی

در آخر، دوست دارم نظراتتون رو راجع به عکسها بدونم

+ نوشته شده در چهارشنبه 2 فروردین1385ساعت 15:58 توسط مهيار |